در انتظار ذوالبر | ||
|
من خدا را دارم کوله بارم بر دوش، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، هر کجا لرزیدی، از سفر ترسیدی، تو بگو از ته دل، من خدا را دارم موضوعات مرتبط: اشعار مذهبی، ، برچسبها: من خدا را دارم, [ سه شنبه 15 فروردين 1391
] [ 18:47 ] [ یاران ذوالبر ] جبرئیل یکی از چهار ملائکة الهی است که خداوند او را بر دیگر ملائک برتری داده و برگزیده است. گاه در روایات از او با تعبیر «طاووس الملائکه» یاد شده که از برتری او بر دیگر ملائک از حیث جمال و زیبایی حکایت میکند.
موضوعات مرتبط: مطالب مربوط به امام زمان، ، برچسبها: نحوه حضور جبرئیل در ظهور امام زمان(ع), ادامه مطلب [ سه شنبه 15 فروردين 1391
] [ 17:26 ] [ یاران ذوالبر ] دل سوختن عزرائیل روزی رسول خدا (ص) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(ص) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ 1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت. منبع:http://amstory.mihanblog.com موضوعات مرتبط: داستان کوتاه آموزنده، ، برچسبها: داستان کوتاه, [ دو شنبه 14 فروردين 1391
] [ 21:16 ] [ یاران ذوالبر ] داستان حضرت سلیمان(ع) و مورچه روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. منبع:http://www.davoodonline.com موضوعات مرتبط: داستان کوتاه آموزنده، ، [ دو شنبه 14 فروردين 1391
] [ 20:36 ] [ یاران ذوالبر ] طلاها شو تحویل داد و از ستاد پشتیبانی جنگ خارج شد. مسئول مربوطه صداش زد: مادر رسیدتون! لبخندی زد و گفت: برای دو تا پسرم هم رسید نگرفتم! موضوعات مرتبط: داستان کوتاه آموزنده، ، [ دو شنبه 14 فروردين 1391
] [ 14:46 ] [ یاران ذوالبر ] اول از همه باید از خدا و امام زمان(عج) معذرت بخوام ، اما قراره یک امتحان از همه بگیرن که من میخوام بعضی سوالها رو لو بدم! به نام خدا سوالات امتحان برچسبها: سوالات بزرگترین کنکور , [ یک شنبه 13 فروردين 1391
] [ 22:30 ] [ یاران ذوالبر ] سیّد محمدحسن طباطبائى میرجهانى به نقل از: محمد رضا بافقى اصفهانى - عنایات حضرت مهدى (ع) به علماء و طلاب - نصایح قم - چاپ اول 1379 - ص 184و 185. منبع:http://www.ayehayeentezar.com برچسبها: تشرف یافتگان در محضر حضرت حجت, [ یک شنبه 13 فروردين 1391
] [ 22:15 ] [ یاران ذوالبر ] وقتی قلبهایمان کوچکتر از غصههایمان میشود آن وقت است که مطمئنیم به تو احتیاج داریم آن وقت است که تو را صدا میکنیم وقتی تو جواب میدهی، خوابهایمان را تعبیر میکنی خداوندا ! منبع:http://avayedel.loxblog.com آوای دل [ یک شنبه 13 فروردين 1391
] [ 21:11 ] [ یاران ذوالبر ] سلام امروز میخوام یه سوال ازتون بپرسم و دوست دارم خوب بهش فکر کنید و بعد جواب بدید... شاید خیلی ها عید رفته باشن مناطق جنگی چرا ما فقط وقتی در اونجا هستیم حال و هوای شهدا را حس میکنیم و وقتی به شهر خودمان می آییم همه چیز یادمان میرود؟... برچسبها: سوال, [ یک شنبه 13 فروردين 1391
] [ 21:10 ] [ یاران ذوالبر ] قسمتی از وصیت نامه شهیدشوشتری: برچسبها: قسمتی از وصیت نامه شهیدشوشتری, [ یک شنبه 13 فروردين 1391
] [ 20:28 ] [ یاران ذوالبر ] عوامل آرامش و دلگرمی و عوامل اضطراب و نگرانی چیست؟ عامل آرامش و دلگرمى دستيابى به اطمينان و آرامش مىتواند عوامل گوناگونى داشته باشد، ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ويژهاى دارد؛ - كسىكه مىداند ذرّهى مثقالى از كارش حساب دارد، «مثقال ذرة خيراً يره»(1) نسبت به تلاش و فعّاليّتش دلگرم است. - كسىكه مىداند بر اساس لطف و رحمت الهى آفريده شده، «الاّ من رحم ربّك و لذلك خلقهم»(2) اميدوار است. - كسىكه مىداند خداوند در كمين ستمگران است، «انّ ربّك لبالمرصاد»(3) آرامش دارد. - كسىكه مىداند خداوند حكيم و عليم است وهيچ موجودى را بيهوده خلق نكرده است «عليم حكيم» خوشبين است. - كسىكه مىداند راهش روشن و آيندهاش بهتر از گذشته است، «والاخرة خير وابقى»(4) قلبش مطمئن است. - كسىكه مىداند امام و رهبرش انسانى كامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «انى جاعلك للنّاس اماما»(5) آرام است. كسىكه مىداند كارِ نيك او از ده تا هفتصد بلكه تا بىنهايت برابر پاداش دارد، ولى كار زشت او يك لغزش بحساب مىآيد دلخوش است. «مثل الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللَّه كمثل حبة انبتت سبع سنابل فى كلّ سنبلة مأئة حبة»(6) - كسىكه مىداند خداوند نيكوكاران را دوست دارد، «ان اللَّه يحب المحسنين»(7) به كار نيكش دلگرم مىشود. - كسىكه مىداند كار خيرش آشكار و كار شرّش پنهان مىماند، «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» شاد است. عوامل اضطراب و نگرانى يكى از شايعترين بيمارىهاى قرن حاضر، اضطراب و افسردگى است. براى اين بيمارى كه داراى علائمى همچون انزواطلبى، در خود فرورفتن، خودكمبينى و بيهوده انگارى است، دلايل بسيارى را ذكر كردهاند، از جمله: - شخص افسرده از اينكه همه چيز را مطابق ميل خود نمىبيند داراى افسردگى شده است، در حالى كه ما نبايد بخاطر اينكه چون به همه آنچه مىخواهيم، نرسيديم، از مقدار ممكن آن هم دست برداريم و تسليم شويم. - شخص افسرده با خود فكر مىكند كه چرا همه مردم مرا دوست ندارند و حال آنكه اين امر غير ممكنى است و حتّى خدا و جبرئيل هم دشمن دارند، لذا انسان نبايد توقّع داشته باشد كه همه او را دوست بدارند. - شخص افسرده گمان مىكند كه همه مردم بد هستند، در صورتىكه چنين نيست و خداوند به فرشتگانى كه اين توهّم را داشتند پاسخ داد. - شخص افسرده گمان مىكند كه همه ناگوارىها از بيرون وجود اوست، در حاليكه عمده تلخىها عكسالعمل و پاسخ خصلتها و كردارهاى خود ماست. - شخص مضطرب از شروع در كارها نگران است و احساس ترس و تنهايى مىكند. حضرت علىعليه السلام براى رفع اين حالت مىفرمايد: «اذاخفت من شىءٍ فقع فيه»( بحار، ج 71، ص 362) از هر چه مىترسى خود را در آن بيانداز كه ترس هر چيز بيش از خود آن است. - شخص مضطرب نگران آنست كه آينده چه خواهد شد. اين حالت را مىتوان با توكّل بر خدا و پشتكار درمان كرد. - چون در بعضى كارها ناكام شده است، نگران است كه شايد در تمام امور به اين سرنوشت مبتلا شود. - چون بر افراد وقدرتهاى ناپايدار تكيه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب مىشود. - و خلاصه امورى همچون عدم قدردانى مردم از زحمات آنها، گناه، ترس از مرگ تلقينهاى خانواده به اينكه نمىدانى و نمىتوانى، قضاوتهاى عجولانه، توقّعات نابجا و تصوّرات غلط، علت بسيارى از افسردگىها و اضطرابها مىباشد كه با ياد خدا و قدرت و عفو و لطف او مىتوان آنها را به آرامش و شادابى مبدل ساخت. تفسير آيه «الّذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكر اللَّه» را در روز 14 خرداد 73 در همدان مىنويسم، زيرا بمناسبت پنجمين سالگرد رحلت امام خمينى (ره) براى سخنرانى آمدهام. كسىكه در پايان وصيّتنامه بسيار مهم خود مىفرمايد: «من با دلى آرام و قلبى مطمئن و ضميرى شاد و روحى اميدوار به فضل الهى از خدمت شما مرخص مىشوم.» -------------------------------------------------------------------------------- 1) زلزال، 7. 2) هود، 119. 3) فجر، 14. 4) اعلى، 17. 5) بقره، 124. 6) بقره، 261. 7) بقره، 195. منبع: تفسير نور / حجة الاسلام محسن قرائتى / تفسير ذيل آيه 28 رعد برگرفته از وبلاگ:http://nazreabasaleh.blogfa.com [ شنبه 12 فروردين 1391
] [ 21:11 ] [ یاران ذوالبر ] من به غیر از آل طاها هادی و رهبر ندارم زاد و توشه جز ولای آل پیغمبر ندارم هر کسی نازد به ناز و نعمت و عنوان دنیا جز نیاز این رو سیه بر درگه داور ندارم روز و شب در انتظار مقدم محبوب یزدان مهدی صاحب زمان من حاجت دیگر ندارم در تمنای وصالش خون دل از دیده ریزم غیر شور وصل او شوری دگر در سر ندارم ای امام منتظر خود آگهی از حال زارم تا بود جان در تنم از مهر تو دلبر ندارم هست حیران را امید دستگیری در دو عالم چون متاعی جز ولای ساقی کوثر ندارم منبع:http://1277.blogfa.com [ شنبه 12 فروردين 1391
] [ 21:6 ] [ یاران ذوالبر ] گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است منبع:http://1277.blogfa.com [ شنبه 12 فروردين 1391
] [ 21:4 ] [ یاران ذوالبر ] قطعه ی گم شده ای از پر پرواز کم است یازده بار شمردیم یکی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است منبع:http://1277.blogfa.com [ شنبه 12 فروردين 1391
] [ 21:2 ] [ یاران ذوالبر ] گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن [ یک شنبه 21 اسفند 1390
] [ 22:19 ] [ یاران ذوالبر ]
کجاست آن بقیت خداوند که از عترت رهنما تهی نمی گردد؟ به شدت اقدام وحشیگرانه ی سوزاندن
در امتداد خزان ، روزها زمستانی و در غیاب شما ، آفتاب زندانی جسارت است ولی یک سوال می پرسم چقدر در پس پرده حضور پنهانی ؟ ببین برای شما جمعه ندبه می خوانند نوادگان زمین خسته از پریشانی چه وقت میرسد آقا نگاهتان باشد برای شب زدگان آیت غزل خوانی ؟ چرا نمی رسی ای منتقم ببین امروز به نیزه ها شده قرآن به دست شیطانی دوباره پنجره ها ، زل زدن به غربت شهر در انتظار شما ای طلوع پایانی شعر : علی سلیمانی
[ یک شنبه 21 اسفند 1390
] [ 22:15 ] [ یاران ذوالبر ] الف)عقل:
|
|
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','//www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-52170159-2', 'auto'); ga('send', 'pageview'); |